نوشته های جبران خلیل جبران

میترا دوباره به او گفت:

درباره عقل و عشق با ما سخن بگو!

پاسخ داد و گفت:

در اغلب اوقات روح شما صحنه نبردی میشود که عقل و ادراک و هواها و شهوت هایتان در آنجا با یکدیگر میستیزند.

اما من دوست دارم صلح و آرامش را در روحتان برقرار سازم و ناسازگاری تان را به سازگاری و هم نوایی مبدل سازم.

اما چگونه میتوانم چنین کاری را انجام دهم ؟

مگر آنکه صلح را درجانتان برقرار سازید و یکدیگر را دوست بدارید.

عقل و عشق سکان و بادبان روح اند و در دریای جهان در حال حرکتند.

اگر سکان بشکند یا بادبان پاره شود کشتی جان دیگر نمیتواند به راه خود ادامه دهد بلکه گرفتار امواج می شود تا اینکه شما را در جزیره ای در وسط دریا بیاندازد.

از شما میخواهم عقل و عشق را گرامی بدارید زیرا میان دو میهمان نباید فرق بگذارید و اگر از یکی از دو مهمان بیش از دیگری مهمان نوازی کنید دوستی و اعتماد هر دو را از دست میدهید.

نوشته شده در ۱۳۸۸/٤/٢٧ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ توسط فاطمه نوبخت نظرات () |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ