نوشته های جبران خلیل جبران

آنگاه مرد سالخورده ای که صاحب مهمانسرایی بود گفت:

درباره ی خوردن و نوشیدن با ما سخن بگو !

پاسخ داد و گفت :

ای کاش میتوانستید از بوی خوش زمین تغذیه کنید و مانند گیاهان به نور اکتفا نمایید.

اما شما مجبورید بکشید تا زندگی کنید و نوزادی را از دامان مادرش بدزدید و شیر او را بگیرید تا تشنگی تان را فرو نشانید و عمل خود را مظهری از مظاهر بندگی بدانید.

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۳/۱۳ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ توسط فاطمه نوبخت نظرات () |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ