نوشته های جبران خلیل جبران

دوست من !

من و تو در زندگی غریب هستیم و با یکدیگر غریب خواهیم ماند.

هر یک نیز با خود غریبیم تا آن روز که تو سخن بگویی و من گوش فرا دهم

اما من می پندارم صدای تو ، صدای من است و روبرویت می ایستم

گویی در برابر آینه ای ایستاده ام!

نوشته شده در ۱۳۸۸/٦/٢٠ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ توسط فاطمه نوبخت نظرات () |

بزرگترین خواننده کسی است که سروده های سکوتمان را می خواند.

پس چگونه می توانید بخوانید در حالی که دهانتان پر از غذا است؟

و چگونه دست هایتان را برای بخشش بلند کنید در حالی که مملو از

طلاست؟؟؟

نوشته شده در ۱۳۸۸/٦/٩ساعت ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ توسط فاطمه نوبخت نظرات () |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ